تاریخ : ۰۵/۱۱/۱۳۸۸
نویسنده: نسترن داداشی
اشتباه

با هر کسی که می تونی حرف می زنی.. راجع به چیزی که آرزوی داشتنش رو داری! هر کسی از نگاه خودش راه های مختلفی رو بهت پیشنهاد می کنه و اونا رو میذار سر راهت. همه حرفها رو می شنوی و همه راه ها رو توی ذهنت مرور می کنی تا حداقل از زعم خودت بهترین راه رو انتخاب کنی و انتخاب می کنی تا برسی به اون آرزو، به چیزی که حست بهت می گه فقط تویی که قدر داشتن چنین چیزی رو می فهمی.

چیزی از انتخابت نمی گذره که می فهمی به کاهدون زدی، اونم ناجور... خیلی ناجور.
و این توی̗ همیشگی هستی که خودتو مچاله می کنی یه جایی مثل زیر زندگی یا توی خودت، تا از شرّ̗ همه کس و همه چیز خلاص شی.
خسته ای... اشتباه پشت اشتباه... انگار محتوم به اینی که سراغ هر چی بری، -حتی آرزوت-  همش مثل آوار روی سرت خراب شه.
به خودت حق می دی قُرقُر کنی... چی می خواستی، چی شد!؟
تصور تو همیشه این بوده که با علاقه و دوست داشتن می شه به هر چیزی که آرزوش رو داری، خاصیت "دست یافتنی" بهشون داد، اما همیشه̾ خدا برعکس این موضوع بهت ثابت شده.
درسته که تو هیچوقت بی گدار به آب نزدی، ولی زمین و زمان انگاری دست به دست هم دادن تا تو مدام اشتباه کنی. گرچه بعد از تمام اشتباهاتت به این نتیجه رسیدی که حاصلی قابل تامل عایدت شده، اما راستش همیشه هم که نمی شه با شعار زندگی کرد، می شه؟
صدایی توی ذهنت و قلبت هست که آزارت می ده... صدایی شبیه به دونه های گاه و بی گاه بارون روی شیرونی̗ زنگ زده̾ یک خونه قدیمی که انگار می خواد چیزی رو بهت گوشزد کنه یا آویزه گوشت.. چیزی که تو نمی فهمیش...!
بالاخره تو باید یه روز چوب زبل بازی ها و زرنگ بازی هات رو می خوردی تا تب و تابت و این شر و شورت و این غرورت، فرو می ریخت... اما درست جایی این اتفاق افتاد که نباید...
گاهی لازمه اتفاقی بیفته که آدم بیشتر از هر وقته دیگه، فکر کنه... در اون صورت شاید فرصتی پیش بیاد برای تماشـــا و برای ســـکوت.....
بعد از این همه اشتباه پی در پی، بالاخره نوبت̗ این رسیده که با خودت خلوت کنی تا در ادامه مسیر زندگیت، راهت رو به سمتی بکشونی که با قامتی راست قدم برداری نه با قامتی خمیده.
آخرين مطالب


 
آرشيو ماهانه


سپیده رنجی از ایران
۲ اسفند ۱۳۸۸
چرا اینجا رو اینقدر دیر آپ می کنید ؟ من دوست دارم هر وقت میام یه مطلب جدید بخونم ! یا حتی در نوشتن برا اینجا ایده بدم ! اگر بخواهید می تونم به لحاظ فکری در این قسمت همراهیتون کنم .
زمان ارسال پاسخ  ۲ اسفند ۱۳۸۸
سپیده عزیز، از لطف شما نسبت به این بخش سپاسگزارم. پیشتر، در هر ماه چهار پست در بخش لذت های ساده گذاشته می شد؛ شاید دغدغه و ترافیک کاری بهانه خوبی باشه برای اینکه بگم این روال از نظم خارج شد. اما به شما قول می دهم خیلی زود روال این بخش رو مثل گذشته ادامه بدم. منتظر نقد و نظر شما هستم. زمستون بهاری تون خوش
سپیده رنجی از ایران
۱۷ بهمن ۱۳۸۸
سلام بسیار دوست داشتنی و دلچسب بود . خیلی خیلی خیلی سپاسگذارم از این متن قشنگ ... خانم نسترن داداشی دست مریزاد ! قطع به یقین من برداشتم از این متن در مورد عشق و عاشقیه و راه حل های آدمیزادی که هیچ وقت کارساز نیست حرف اول و آخر رو دلت می زنه . آفرین همیشه وقتی در این زمینه کاری می کنی چون تجربه نشده هست دلواپسی اشتباه بودنش رو داری و با دلیل و منطق (که هیچ وقت اینجا جواب نمیده ) خودت رو قانع می کنی که اشتباه کردی ! در حالی که از نظر دل درست ترین کار ممکن رو انجام دادی . بزار راحت بگم در این مورد فقط باید با دلت تصمیم بگیری ، حتی ذره ای هم به عقلت نباید فرصت ابراز وجود بدی ، مثلا وقتی یه نامه ی عاشقانه می نویسی اولش که حست زیاده و دلت همراته جوری می نویسی که لذت می بری همین که از نوشتن حست کمی فروکش می کنه و عقلت بیدار میشه حس می کنی چه کار اشتباهی کردم کاش نمی نوشتم ! نمونه بارزش آدمایی هستن که عاشق واقعی نیستن وقتی تو یه کار عاشقانه ای می کنی بهت میگن کمی عاقل باش این کارا چیه می کنی ؟ اینا همونایی هستن که فقط عقل و منطقشون حکم می کنه و صد درصد آدم موفقی در زندگی عاطفی شون نیستن ! آره خدا گاهی اوقات با قضا و قدر ، قسمت و سرنوشت با ما لج می کنه ، یه لج عاشقونه ، لجی که حرص ما رو دربیاره تا عاشقترش بشیم اونقدر که دیوونش بشیم بعد هرچی دلمون بخواد بهمون بده ! در حقیقت این ندادن ها و نشدن ها یه لجبازی عاشقانه هست که میزان دوست داشتن ما رو بفهمه ، نشنیدید گفتن هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند ؟! قطعا خدا قصد اذیت کردن ما رو نداره اگر خواستمون شرعی و حلال باشه خدا خودش جورش می کنه . بگذر از شعار و شماره ها ... شعار همون چیزیه که من و تو مدام به هم گفتیم حرف های خوب که انجام دادنش سخته !! اگه مدل گفتنت رو عوض کنی اگه خودت عمل کنی و با عملت بگی هیچ وقت شعار بوجود نمیاد ! به هر شنیدنی هم نمیشه گوش سپرد همیشه گوش نوازترین صداها در سکوت به سراغت میاد در هیاهو همه شعار میدن همه صدا دارن اما در سکوت اونی فقط صدا داره که مطمئنه حرفش درسته ! پس صدای دونه های بارون روی شیروونی یه نوستالزیه فقط همین و نباید به خاطره دلبست و باورش کرد ! شور و ذوق و شوق وقتی معنا داره که از روی هوس دنبال چیزی باشی اما وقتی روشنتر از بودنت بهش ایمان داشته باشی نه شر و شور نه غرور نه حسادت هیچ کدوم دلیل برات نمیشه . همیشه تمام اتفاقات زندگی ما فکر می کنیم خلاف جهت ما می افته اما داریم اشتباه می کنیم که ما خلاف جهت اتفاقات زندگی هستیم ! و پاراگراف آخرت رو موافقم اگر خواستت نادلانه و نامشروع باشه ! سپاسگذارم از این متن فوق العاده متفکرانه .







 
حوزه اروپا حوزه آمريكا حوزه آسيا و اقيانوسيه

ساناز سماواتی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون مهمان برنامه شب هشتم
وقت محلی چیست ؟
تمامی حقوق این سایت و محتوای آن متعلق به شبكه جهاني صداي آشنا می باشد و هرگونه استفاده از آن تنها با ذکر مأخذ آزاد است.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
 
Page Generation: 0.029206